
منطقه حفاظت شده باشگل با مساحت 26000 هكتار در هشت كیلومتری شمال غرب شهرستان تاكستان ، در محدوده دهستان " قاقازان " قرار دارد . این منطقه ی تپه ماهوری، كم ارتفاع است كه از دشت شروع شده و به تدریج به طرف شمال و غرب ، ارتفاع آن افزایش می یابد . در پست ترین نقطه یعنی نواحی دشتی ، ارتفاع آن هزار متر بالاتر از سطح دریا است و در بلندترین نقطه كه قله " كوه پانچال " در شمال این منطقه است ، حدود 2128 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . مهم ترین كوه ها و ارتفاعات این منطقه " آق داغ" ، كوه " سفید "، كوه " قزقلعه "، كوه " چهل قز" ، " قازان داغ " و كوه " قره داش " است . از مهم ترین مناطق دشتی آن نیز می توان به دشت " قره باغ" ، " سیچانلو" ، " حسین آباد " و " قاسم آباد " اشاره كرد .
منطقه باشگل از نظر پوشش گیاهی دارای فلور ایران – تورانی است و شامل گونه های مختلف ، به ویژه گونه هایی از جنس گـَوَن ، سرپوشك ، پیاز، اسپرس (گیاهی است با ساقه ای به ارتفاع 30 تا 60 سانتی متر و برگهایش جفت جفت و دراز و نوك تیزند . گل هایش صورتی كمرنگ و میوه اش محتوی یك تخم است ) ، گل گندم ، ورك ، جو وحشی ، خارشتر ، تلخ بیان ، شیرین بیان و... است . منطقه باشگل با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی دارای زیستگاه های متفاوتی است . قسمت های جنوبی آن زیستگاه آهو و بقیه ی نقاط این تپه ماهور ، زیستگاه قوچ و میش است. به دلیل خالی از سكنه بودن تعداد زیادی از روستاهای این منطقه ، این ناحیه برای زیست حیات وحش بسیار مناسب بوده و علاوه بر آهو، قوچ و میش ، جانوران دیگری چون گرگ ، روباه معمولی ، شغال ، گراز و خرگوش دشتی نیز در آن زندگی می كنند.
قزقلعه(قلعه دختر)
قز قلعه در حولی ضیاء آباد از توابع شهرستان تاکستان روی تک کوهی سنگی قرار دارد و بر تمام نواحی اطراف مشرف است این قلعه از سه طرف به پرتگاه های مخوف منتهی می شود و تنها راه دسترسی به آن از راه جنوب است آثار باقی مانده از قلعه بسیار اندک است و نمی توان طرحی از ساختمان آن تصور کرد از آثار به جای مانده آن جرزهای یک چهار طاقی است که از سنگ و ساروج ساخته شده و طاق آن فرو ریخته است مشخص نیست که این چهار طاقی کدام قسمت بنا بوده و فقط می توان احتمال داد که محل تقاطع دو سرسرای ارتباطی و یا ورودی بنا بوده است. پایه های باقی مانده ستروگ این چهار طاقی ابعادی در حدود سه متر دارد در برخی از قسمت های این قلعه علاوه بر سنگ از آجر مانند آجر های دوره ساسانی نیز استفاده شده است.
بقیه تصاویر در ادامه
برای صعود هیچگاه دیر نمی شود اما برای فرود٬ گاه خیلی زود دیر میشود
صعود تا آخرین نفس - فرود به امان خدا
|
اینجا که ما هستیم درس گرفتن از حوادث بد ترین ٬دیرترین و شاید پرهزینه ترین نوع آموختن است.اما برای ما ها که حتی بعد از حوادث هم از آنها درس نمیگیریم و اشتباهات گذشته را باز تکرار و تکرار میکنیم و بر آنها پا میفشریم شاید آموختن از حوادث نه تنها بد نباشد که پیشرفتی بزرگ نیز به شمار آید. از پیش اندیشیدن و پیشگیری کردن از حوادث احتمالی آرزویی است که شاید نسل ما برآورده شدنش را در این سوی دنیا که ما هستیم نبیند و باشد برای نسل های بعدی.آنچه فعلا ما باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم همین آموختن از حوادث و تکرار نکردن اشتباهات است آرزویی که شاید نسل ما برآورده شدنش را با تلاش و کوشش بسیار بدست آورد.شاید! در سلسله بحث هایی که از پست های قبلی شروع شده است می کوشم بدون اینکه بیش از حد وارد جزییات و مصادیق شوم آنچه را از خواندن چند باره گزارشهای حوادث اخیر آموخته ام بنویسم پیدا کردن مصادیق و یافتن رابطه ها باشد برای شما |
یکی از حوادثی که امروزه گریبان کوهنوردی ما را گرفته است حوادث بیشمار کوهنوردان هنگام فرود است و نیز کوهنوردانی که گاه در راه صعود ناگهان آنچنان از پا می افتند که دیگر توان قدم از قدم برداشتن را ندارند و یا در مسیر برنامه و در ارتفاعات بالا چنان دچار درجات شدید بیماریهای کوهستان می شوند ( ارتفاع زدگی٬هیپوترمیاو...) که آدم از خود می پرسد مراحل ابتدایی بیماری چگونه طی شده است؟ و کار چگونه به اینجا ها کشیده شده است؟
یک کوهنورد از لحظه ای که پا در کوه می گذارد باید به باز گشت فکر کند.به فرود.به توانی که برای بازگشتن باید ذخیره کند و به زمانی برای این کار لازم است٬روی کاغذ همه میدانیم که صعود با بازگشتن به نقطه شروع است که به پایان میرسد اما در عمل خیلیهایمان حتی با تجربه ترین کوهنوردان صعود را فقط به اوج رسیدن میدانند و هیچگاه آنگونه که باید و شاید به فرود نمی اندیشند و اینگونه می شود که فرود آبستن حوادث می شود. هیچگاه فراموش نمی کنم جمله زنده یاد لیلا اسفندیاری را در فیلم غار پراو(نقل به مضمون)"من همه کارم را در رسیدن به چاه ۲۶ میدانستم ..."به خاطر داشته باشید که هیچگاه برای صعود دیر نمی شود صعود را میتوان بارها و بارها باز تکرار کرد اما برای فرود گاه خیلی زود دیر می شود.
|
برای صعود هیچگاه دیر نمی شود اما برای فرود٬ گاه خیلی زود دیر میشود |
در کوهستان مثل خیلی جاهای دیگر اولین کسی که متوجه بیماری و شرایط غیر طبیعی می شود خود فرد است.یک کوهنورد اولین کسی است که می فهمد ناخوش احوال است و اگر آموزش درستی دیده باشد و اطلاعات و تجربه مناسبی از پزشکی کوهستان داشته باشد حتی میتواند حدس بزند دچار چه بیماری شده است.این مرحله ای است که علائم بیماری بقدری اندک است که اگر خود کوهنورد اظهار نکند و یا اگر دقت نکند هیچکس نمی تواند بیماری را تشخیص بدهد و اتفاقا میتوان گفت این مرحله مهمترین٬طلایی ترین و حیاتی ترین زمان تشخیص است. زیرا درمان سهل است و جلوگیری از پیشرفت بیماری به سوی مراحل حاد بسیار آسان است و هنوز عارضه جدی و ناتوان کننده ای ایجاد نشده است و کوهنورد هنوز توان همراهی و کمک در درمان را دارد.
هرچه زمان میگذرد فرد انرژی بیشتری را مصرف کرده و توان بیشتری را نیز از دست میدهد ٬توان بدن برای مقابله با بیماری کمتر و کمتر میشود . به ارتفاع بالاتر و احتمالا جاهای سخت تر و سرد تر مسیر رسیده است از طرفی بیماری شدید تر و تثبیت شده تر گشته است و طبیعتا درمان و امداد سخت تر و سخت تر و فرصت پیشگیری گاه از بطور کامل از دست رفته است.
حال اگر یک کوهنورد تمام توان خود را صرف صعود کند بدون اینکه به انرژی و زمان مورد نیاز برای بازگشت بیاندیشد از طرفی به علائم اولیه بیماریهای کوهستان هم بی توجه باشد و یا آنها را بیان نکند زمان طلایی برای بازگشت و درمان را از دست میدهد و آنگاه زمانی از پا می افتد و زمانی به یاد فرود و بازگشت می افتد که دیگر خیلی دیر شده است.
چرا کوهنوردان گاه علائم بیماری را بیان نمی کنند؟
۱- عدم شناخت و توجه نسبت به بیماری و علائم آن:
گاه فرد اصلا علائم بیماری را نمی شناسد و مثلا پیش خود به هر دلیلی برای سردردش می اندیشد غیر از ارتفاع زدگی و این عدم اطلاع و عدم شناخت باعث می شود تا علائم را آنچنان مهم نبیند تا بیان کند و اینچنین فرصت گرانبهای تشخیص بیماری از دست می می رود.
گاه فرد علائم بیماری را کم و بیش می شناسد امااز آنجا که بسیاری از علائم ابتدایی و هشدار دهنده بیماریهای کوهستان علائم عمومی هستند که کوهنورد یا به آنها توجه نمی کند یا آنها را به مشکلات دیگر مربوط می کند از بیان یا توجه و دقت به آنها خود داری میکند.مثلا سردرد و تهوع ناشی از ارتفاع یا لرز و سستی ناشی از هیپوترمیا علائمی هستند که اگر دقت کنید می توانید ببینید که در بسیاری از بیماریهای دیگر هم بوجود می آیند و بسیار به مسائل دیگر مثل خستگی٬ مسمومیتهای غذایی٬ عفونتها و ... نسبت داده می شود .این یعنی چشم پوشی از علائم ساده ای که می توانند خبر از اتفاقات بزرگ بدهند.
۲- غرور و یا ترس از دست دادن برنامه :
بعضی از افراد از بیان مشکلاتشان در کوه ابا دارند و آن را نوعی اظهار ضعف یا کسر شان می دانند یا مثلا فکر می کنند برای آنها خوب نیست جلوی افراد کم تجربه تر از مثلا سر درد شکایت کنند.
یا گاهی فکر می کنند بیان مشکلاتشان می تواند باعث شود تا دیگران یا سرپرست برنامه مانع صعود آنها شوند و آنها نیز برای از دست ندادن برنامه حرفی از مشکلاتشان نمی زنند و یا با نسبت دادن این علائم به بیماریهای دیگر می کوشند خود را متقاعد کنند که مشکلی نیست.
۳ - ترس از ایجاد مشکل بر ای دیگران:
گاهی هم کوهنوردان در شرایطی قرار می گیرند که فکر می کنند بیان مشکلاتشان میتواند برنامه تیم را با مشکل مواجه کند لذا برای رعایت حال دیگران از بیان مشکلشان خودداری می کنند.
علت بیان نکردن مشکلات هرچه باشد (یا شاید هم همه این عوامل و یا تعدادی از آنها تاثیر داشته باشند) نتیجه این می شود که کوهنورد تا آخرین لحظه و آخرین توانش به حرکت و فعالیت ادامه می دهد و زمانی از پا می افتد که دیگر توان حتی یک گام برداشتن را ندارد.ضمن اینکه گاه پیشرفت برخی بیماریهای کوهستان می تواند منجر به اختلال قضاوت و هوشیاری شود که خود باعث عدم تصمیم گیری درست و عدم ارتباط صحیح با محیط و اطرافیان شود.
|
نتیجه بیان نکردن و یا اهمیت ندادن به علائم و مشکلات این می شود که کوهنورد تا آخرین لحظه و آخرین توانش به حرکت و فعالیت ادامه می دهد و زمانی از پا می افتد که دیگر توان حتی یک گام برداشتن را ندارد. |
چه باید کرد؟
سخنی با سرپرستان و پزشکان تیم ها
دوستان عزیز مسئولیت افراد و سلامت آنها بر عهده شما است یک سرپرست خوب مانند یک شکارچی که حضور شکار را با چشم بسته احساس می کند باید بتواند حضور بیماری را در مراحل اولیه تشخیص دهد باید رابطه ای بین پزشک و افراد تیم برقرار شود که بتوانند مشکلاتشان را بیان کنند.باید اطمینان خاطر حاصل کنید که افراد مشکلاتشان را پنهان نکرده اند.باید برای برآورد سلامت افراد طی سفر چه در حال حرکت و چه در استراحت ها وقت بگذارید و تمام ذهنتان را فقط و فقط صرف امور فنی نکنید.
افتادن از آن سوی بام
گاه بعضی از کوهنوردان بخصوص افراد کم تجربه یا حساس آنچنان مشکلات کوچک را بزرگ می کنند و از آنها می ترسند و آنها را بیان می کنند که به مشکلی برای خود٬تیمشان و دیگران تبدیل می شوند اگر علائم هشدار دهنده را به خوبی بشناسید نه به سادگی از کنار آنها می گذرید نه اجازه می دهید مشکلات کم اهمیت برایتان دردسر درست کند.

صبح روز ۱۷ ژانویه تیم سه نفره( Nickolay Totmjanin, Valery Shamalo and Vitaly Gorelik) به همراه بخشی از بارهای کمپ های بالاتر بیس کمپ را به سمت بالا ترک کردند و پس از دور روز تلاش به کمپ دوم رسیدند
امروز ۱۹ ژانویه تیم سه نفره (Iljas Tukhvatullin, Andrew Mariev and Vadim Popovich) به همراه بخش دیگری از بارها آغاز به صعود کردند. آنها امشب را در کمپ یک خواهند گذراند
کمپ یک را طوفان از بین برده بود که بازسازی شد ولی کمپ دو صدمه چندانی ندیده بود
در این چند روز شرایط جوی نامناسب بوده(ابری - طوفانی - سرد ) و بنا بر پیش بینی هواشناسی چند روز آتی نیز هوا به همین شرایط خواهد بود. ولی چادر غذاخوری گرم و آرام میباشد!
چند تصویر جالب از چهره کوهنوردان روس



انجمن پزشکی کوهستان ایران: مصرف کم آب می تواند باعث بروز سرطان مثانه گردد.
یکی از شرایط ورزش کوهنوردی خصوصا در فصل زمستان مواجهه با بی آبی و کم آبی بدن است (ولی همه جا پوشیده از برف ویخ است) و تکرار این وضعیت در برنامه های کوهنوردی می تواند زمینه ساز بروز مشکلات جدی در کوهنورد گردد. بی آبی زمینه ساز بروز هیپو ترمی و سرمازدگی و یخ زدگی اندامهاست و انسان را نیز مستعد بروز بیماری ارتفاع می کند. ضمنا بی آبی در مثانه احتمال بروز سرطان مثانه را بیشتر می کند. باید در برنامه های کوهنوردی برنامه منظمی برای آشامیدن مایعات و آب داشته باشیم حتی اگر احساس تشنگی نمی کنیم چون خستگی مفرط و ارتفاع احساس تشنگی را نیز مختل می کند.
گردآوری: دکتر حمید مساعدیان - عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی
امروز در ارتفاعات و بیس کمپ طوفان شدید حاکم بود. همه چادرهای بیس کمپ را باد از جا کنده و کمپ یک را تند باد کلا از بین برده است. تیم سه نفره Bolotov نیز به بیس کمپ بازگشته و کلیه اعضا تیم امروز عصر در بیس کمپ حضور دارند. اعضا تیم قصد دارند فردا چادرها را ترمیم کنند و روز بعد در صورت مناسب بودن هوا تیم سه نفره Totmjanin به سمت بالا حرکت خواهند کرد. روسها منتظر پیش بینی هوا در روزهای آینده می باشند.


ادامه تصاویر در ادامه مطلب
انجمن پزشکی کوهستان ایران: به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ سرد شدن هوا روی نوع آشپزی و غذاهایی که میخوریم هم تاثیر دارد اما سوال اینجاست که آیا از نظر تغذیهای هم لازم است تغییری در رژیم غذاییمان بدهیم. برای پاسخ این پرسش با دکتر محمدرضا وفا، متخصص تغذیه و رژیم درمانی و دانشیار دانشگاه علوم پزشكی تهران درباره اصول تغذیه در فصل سرد، گفتوگو کردهایم.
آشرشته، سوپشلغم، لبوی پخته، شیرکاکائوی داغ، انواع مربا، مویز، خرما، گردو و انجیرخشک، خوراکیهایی هستند که مصرفشان در فصلهای سرد سال بیشتر میشود.
رژیم غذایی در فصلهای مختلف سال تغییر چندانی نمیکند. بهطور کلی افراد باید برای دریافت تمام موادمغذی، در تمامی فصول همه گروههای غذایی را به طور متناسب و کافی دریافت کنند اما در تابستان به دلیل گرمای هوا و تعریق زیاد، مصرف مایعات و خوراکیهایی که بتواند بدن را خنکتر کند، توصیه میشود و در فصل زمستان مصرف خوراکیهایی که بتواند انرژی مورد نیاز را برای بدن تامین کند تا کمبود انرژی منجر به حساسیت بیشتر نسبت به سرما نشود، اهمیت دارد.
انرژی مورد نیاز افرادی که در زمستان بیشتر در معرض سرما هستند نسبت به افرادی که در محیط معمولیاند، بیشتر است. مواجهه با دمای پایین، سوختوساز انرژی را بیشتر میکند، بنابراین برای تامین انرژی باید غذاهای چرب و شیرین که کالری بیشتری دارند، مصرف شود.
ورزشکاران حرفهای در مقایسه با افراد همسن و همجنس خود کالری بیشتری نیاز دارند. کوهنوردان هم چون در زمستان در معرض سرما هستند، متابولیسم بدنشان بیشتر میشود (البته متابولیسم بدن هم در سرما و هم در گرما افزایش پیدا میكند.) و برای تامین انرژی به کالری بیشتری نیاز دارند و برای اینکه حجم غذایشان کم باشد، باید خوراکیهایی که کالری بیشتری دارند و خوراکیهایی که مقدار چربی در آنها زیاد است مانند مغزدانهها، گوشت، شیر، لبنیات و تخممرغ مصرف كنند.
سرما اشتها را بیشتر میکند؟
وقتی فرد به مدت طولانی در محیط خیلی سرد یا خیلی گرم قرار بگیرد، متابولیسم بدن افزایش مییابد و انرژی بیشتری میسوزد بنابراین حس گرسنگی و نیاز به مصرف غذا هم بیشتر خواهد شد. در نتیجه فرد برای تامین انرژی مورد نیاز بدن بیشتر غذا میخورد و این واکنش فیزیولوژیک و طبیعی بدن است و مصرف بیشتر شیرینی و چربی در زمستان هم یک حالت عادتی و سازشی با محیط محسوب میشود.
از: انجمن پزشکی کوهستان ایران

هموطن آنلاین: کارشناسان میگویند احتمال فعال شدن آتشفشان دماوند در صورت وقوع زلزله در تهران وجود دارد. در همین حال گفته می شود مدیریت بحران استانداری تهران درپی ارزیابی بخارهای دهانه دماوند و چشمههای جوشان کوهپایه آن جلساتی تشکیل داده که هنوز نتایج آن اعلام نشده است.
بر اساس مطالعات کارشناسان، زمین لرزه ها می توانند با به لرزه در آوردن "ماگما" منجر به انفجار آتشفشانها شوند. پدیده ای مشابه تاثیری که تکان دادن بطری بر نوشابه گازدار می گذارد.این تحقیق نشان می دهد که فوران آتشفشان ها پس از یک زلزله بزرگ، چهار بار بیشتر از هنگامی بوده که عامل محرک زلزله وجود نداشته است، پس بدیهی است با لرزش تهران احتمال فعال شدن آتشفشان دماوند هم وجود دارد.
تاریخ هم نشان داده زلزله ها موجب بیدار شدن آتشفشانها شدهاند. آتشفشان تاپونگاتیتو یکسال پس از هر دو زلزله 1906 و 1960 فوران کرد و مشابه آن آتشفشانهای کالبوکو، والاریکا، اوسورنو و پونتیاگودو هم به فاصله کمی از زمین لرزه 1837 شیلی فوران کردند.
سال 86 اعلام شد نگرانیها درباره فعالیت دماوند جدی نیست در حالی که نشانه هایی بر این نکته اصرار دارند که هر آن ممکن است آتشفشان دماوند فعال شود.
دلاور نجفی زمین شناس و معاون اسبق سازمان محیط زیست کشور در باره احتمال فعال شدن آتشفشان دماوند می گوید: خروج گاز از دهانه آتشفشان، فعال بودن چشمه های آب گرم در دامنه کوه و خروج گدازه از دهانه آتشفشان دلایل فعالیت آتشفشان است که کوه دماوند دو مشخصه آن یعنی خروج گاز و چشمه های آب گرم را دارد.
وی افزود: البته باید گروه زمین شناسی همه موارد اعم از دهانه آتشفشان، سنگهای آتشفشانی، عمق ذرات مذاب و ... را مطالعه و بعد تعیین کند آتشفشان دماوند در چه وضعیتی است. البته آتشفشان مانند زلزله نیست که بگویند هر 50 یا 150 سال یکبار رخ می دهد زیرا باید یک آتشفشان فعال دائماً در حال بررسی باشد.
گفته های نجفی در حالی مطرح می شود که حسن قدمی رئیس سازمان مدیریت بحران کشور از برگزاری نشست ویژه شورای مدیریت بحران تهران در مورد فعالیت آتشفشان دماوند خبر داد و گفت: هنوز نتایج این بررسی به دست ما نرسیده ولی فکر کنم چیز خاصی نباشد. البته در جریان این بررسیها از کارشناس خارجی استفاده نشده و کارشناسان داخلی روی این موضوع مطالعه می کنند.
هلال احمر آماده مقابله با آتشفشان نیست ولی آموزش دیده است
محمود مظفر رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر که گویی از تحرکات آتشفشان دماوند بی خبر نیست گفت: هلال احمر نه تجهیزات لازم برای مقابله با آتشفشان را دارد و نه لباس ویژه بلکه تنها انبارهای نزدیک دماوند را برای چنین حادثه ای آماده کرده است. البته در حادثه آتشفشان اندونزی گروه سه نفره ای را اعزام کردیم تا تجربه کافی کسب کنند که هم اکنون این تجربیات در اختیار هلال احمر قرار دارد تا در صورت وقوع حادثه بکار گرفته شود.
هر چند که کارشناسان و زمین شناسان اعلام کرده اند که زلزله تهران می تواند آتشفشان دماوند را فعال کند ولی محمدتقی جاپلوی مدیر تازه وارد مدیریت بحران استانداری تهران همه این گفته ها را تکذیب می کند و می گوید: زلزله ربطی به آتشفشان ندارد و آن را فعال نمی کند.
وی افزود: چرا می خواهید مردم را بترسانید؟ هنوز اتفاقی رخ نداده است. البته در پایان او تائید کرد که کارشناسانی نتایج تحقیقات از آتشفشان دماوند را بررسی کرده و به سازمان مدیریت بحران ارائه می کنند. با این وجود این مقام مسئول حاضر به ارائه توضیحی در مورد نتایج این بررسیها نشد.
در ادامه این گفتگوها "عزیزالله رجب زاده" رئیس مدیریت بحران شهر تهران هم از این نشست و این مطالعات و نتایج اعلام بی اطلاعی کرد و گفت: استانداری ما را که دعوت نکرد ما هم اطلاعی نداریم.

دنیس اربکو و سیمون مورو در راه دهمین تلاش زمستانی نانگاپاربات
بابررسی آمار تلاشهای صورت گرفته بر روی قلل 8000 متری در زمستان آنچه بیش از همه جلب توجه میکند موفقیت لهستانیها در صعود و فتح اغلب قلل کشور نپال در فصل سرماست. در میان ایشان نام کریستف ویلیجکی و جرزی کاکوسکا که هر کدام سه بار در زمستان بر فراز این قلل ایستاده اند بیش از سایرین خودنمایی می کند و البته سیمون موروی ایتالیایی نیز با همین تعداد و شانس صعود به چهارمین 8000 متری در زمستان از شاخصهای این آمار به شمار می آید. حال باید منتظر بود و دید آیا مورو در دهمین تلاش زمستانی بر روی نانگاپاربات موفق به فتح این کوه خواهد گردید؟ و آیا در این فصل به آمار نخستین صعودهای زمستانی در پاکستان افزوده میگردد یا ...

1980 اورست- کریستف ویلیچکی و لزک سیچی (لهستان) – با استفاده از کپسول اکسیژن
1984 ماناسلو- مژیک بربکا و ریزارد گاژفسکی (لهستان)
1985 دائولاگیری- آندره زوک و جرزی کاکوسکا (لهستان)
1985 چوآیو- مژیک بربکا, ماسیژ پاولوسکی, جرزی کاکوسکا, زیگموند هنریخ (لهستان)
1986 کانچن چونگا- کریستف ویلیجکی و جرزی کاکوسکا (لهستان)
1987 آناپورنا- جرزی کاکوسکا و آرتور هاجزر (لهستان)
1988 لوتسه- کریستف ویلیجکی - (لهستان)
2005 شیشاپانگما- پیوتر موروسکی (لهستان)و سیمون مورو (ایتالیا)
2009 ماکالو- سیمون مورو (ایتالیا)و دنیس اوربکو (قزاقستان)
2011 گاشربروم دو- سیمون مورو (ایتالیا)و دنیس اوربکو (قزاقستان), کوری ریچارد (ایالات متحده)
8000 متریهای بی صعود
کی دو (دو تلاش)
نانگاپاربات (نه تلاش)
گاشربروم یک (دو تلاش)
برودپیک (شش تلاش)
| مورخه | مكان |
| یكم و دوم دی ماه | قله درفك استان گیلان |
| نهم دی ماه | آق داق تاكستان |
| شانزدهم دی ماه | سبزه كوه |
| بیست و سوم دی ماه | سندان |
| سی ام دی ماه | قز قلعه همكاری بامحیط زیست هوای پاك |
| هفتم بهمن ماه | علنقیه |
| چهاردهم بهمن ماه | یخچال طالقان |
| 21 و 22 بهمن ماه جمعه و شنبه | یخچای همدان |
| 28 بهمن ماه | آق داق |
| 5 اسفند | قله ملاداقی ابهر |
| 18و 19 اسفند پنج شنه و جمعه | توچال تهران |
| 26 اسفند | قله شجاع الدین قزوین |
جردن رومرو، کوهنورد نوجوان که از ۱۰ سال
گی فتح قلل مرتفع جهان را آغاز کرده است، روز شنبه (۲۴ دسامبر) با صعود به قله وینسون در قطب جنوب، جوانترین فردی شد که توانسته به تمامی قلل مرتفع هفت قاره جهان گام بگذارد.
فتح قله وینسون، آخرین بخش از تلاش جردن رومرو بود که از پنج سال پیش با حمایت پدر کوهنوردش آغاز کرده بود.
جردن پانزده ساله، هنگامی که تنها ۱۰ سال داشت به قله کلیمانجرو در آفریقا صعود کرد و در سن ۱۳ سالگی هم بر فراز اورست، مرتفع ترین قله جهان، ایستاد.